یکی از چیزهایی که خیلی برای همه ما خاطره شد نیت دادن حاج آقا میری بود که به همه ما آگاهی می داد که الان کجای کارهستیم  البته این برای کسانی بود که یک سری مشکلاتی از قبیل فراموشی و کهنسالی و......... داشتند( و به قول معروف هوش نبودند)

وقوف می کنم در عرفات از اذان ظهر روز نهم تا مغرب شرعی روز نهم برای حج تمتع از حجه الاسلام قربه  الی الله


یکی از چیزهایی که خیلی برای همه ما خاطره شد نیت دادن حاج آقا میری بود که به همه ما آگاهی می داد که الان کجای کارهستیم  البته این برای کسانی بود که یک سری مشکلاتی از قبیل فراموشی و کهنسالی و......... داشتند( و به قول معروف هوش نبودند)

وقوف می کنم در عرفات از اذان ظهر روز نهم تا مغرب شرعی روز نهم برای حج تمتع از حجه الاسلام قربه  الی الله

صبح برای نماز حاج آقا نماز جماعت را یک بار برای آقایان و بار دوم برای خانم ها می خواند برای این که بین طلوعین نخوابیم باز هم حصیر به دست یک جایی کنار جاده آسفالت نزدیک چادر ها یمان مینشینیم برای قران خواندن

ورود زائران پیاده  از کشورهای مختلف همچنان ادامه دارد نمی فهمم کی خورشید طلوع می کند قیافه های زائران محرم اول صبح با آن نشاط دیدنی است شیرین است همه به هزاران زبان به هزاران رنگ پوست همه یک جا هستیم صحنه ی جالب و خنده داری را دیدم دوست دارم شما هم ببینید چند دختر نوجوان برای گدایی به صورت ردیفی و با فاصله وسط جاده نشسته بودند انگار معلول بودند روسری بلند داشتند برخی با پاهای چهار زانو برخی با پای کشیده زمین نشسته بودند دست نداشتند تا آرنج دست داشتند دو تا کشباف به آرنجشون بسته بودند و بقیه دستشون زیر روسریشون بود  برخی خارجی ها بهشون پول می دادند کاسبی خوب بود آهنگ جالبی را برای گدایی سرداده بودند تنها چیزی که فهمیدم الله بود یا در راه الله ........

خلاصه وقتی داشتیم به سمت چادر می رفتیم کمی نزدیکتر رفتیم  !دیدیم ! مچ دستهاشونو پشت گردن میگیرند ! و آرنجشونو کشباف زدند و انگار آدم بی دست هستند یک خارجی وقتی دید من دقیق شدم دست خودشو تا کرد و به قول خودمون کلمکشو نشون داد وای چقدر خندیدیم بالاخره اینم یه جورشه !

بعد از صبحانه برای مراسم برائت از مشرکین آماده شدیم از دیروز کنار کوه شرکت زین چتر بهمون داده بود و کمکی بود برای فرار از آفتاب البته برای خانمها به چادرهای بعثه رفتیم برای مراسم آقای قاضی عسکر پیام رهبر را قرائت کرد و ما شعار دادیم برای دفاع از مطلومین جهان   مرگ برهر چی ظالمه مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل

پس از ختم مراسم پیام رهبر به دوزبان فارسی و عربی خوانده شد برگشتیم سری به کاروان جعفری زدیم بندگان خدا جاشون این قدر تنگ بود میله های چادرشون در حال افتادن بود ولی جو خوبی داشتند هوا گرم است دارد ظهر می شود و هوا گرم تر خیلی گرم تر !

خنکی کولر ها کفاف  این همه گرما را نمی دهد احساس می کنم لباسهایم به تنم چسبیده است نفسم بالا  نمی آید نمی شود خوابید یا آفتاب از کناره های چادر می آید یا باز کسی جلوی کولر نشسته است کلمن های بزرگ را پر از یخ می کنند و شیشه های آب معدنی را در آن میریزند تا خنک شود صبحانه و عصرانه  به صورت پکیج تهیه شده است نهار و شام هم در ظروف یکبار مصرف در آشپزخانه مرکزی تهیه شده است سطل های بزرگ زباله دم هر چادری قرار دارد و کارگران بعد از هر وعده غذایی برای جمع آوری و بردن ذباله می آیند .

باوجود این همه سال خیلی عجیب است که دولت عربستان هنوز نتوانسته است امکانات بهداشتی را بهتر کند من نمی گویم چادر فلان باشد یا فرش چه باشد ولی  در این چند روز عرفات و منی برخی خواهران به خاطر وضعیت سرویس های بهداشتی دچار مشکلاتی شده بودند که به نظر می رسد قابل حل است ولی نمی دانم چرا ! این چنین نمی شود .................!

عصر دعای عرفه در بعثه و در برخی چادرهای کاروان ها  توسط روحانی  ومداح برگزار شد آقای نیکونزاد از کاروان امین زاده (شوشتر) مداحی کردند خیلی خوب بود فضا بسیار روحانی است برای خیلیا دعا کردم که ان شاالله قسمتشان بشود و بیایند این جا !

برای دختر های خواهرم که مرتب پیگیر سفر من هستند تماس گرفتند و یا پیام دادند و یا کامنت گذاشتند خیلی دعا کردم 1

برای دایی عزیزم دکتر نبی خیلی دعا کردم از روزی که از مدینه محرم شدم همش به یادش بودم در مسجد الحرام به یادش بودم در خانه خدا روبروی کعبه به یادش بودم و نمی دانم چرا ولی خیلی دعا کردم که بیاید !

برای مریم ها و فاطمه ها و زهرا ها ، معصومه ها و زینب ها و سیما ها  وزهره ها و مهدی ها و محمد ها و علی ها و حسین ها  و حامد ها برای سید ها و غیر سید ها برای کوچک ها برای بزرگتر ها دعا کردم بهترین ها را شادابی دل را عاقبت به خیری را و ........... و .............. تا جوان هستند بیایند ! ببیند این اجتماع مسلمان ها راببینند تا در عرفات عرفان را ..................

 و می گویند گناهان در عرفات بخشیده می شود سیل اشک همچنان ادامه دارد

 یکی در گوشت نجوا می کند : بخشیده شدی ......... پاک شدی  !

و باز دعای عرفه .................

ستایش مخصوص خدایی است که هیچکس در عالم ، سر از حکم و فرما نش نتواند کشید و بخشش اورا منع نتواند کرد

......... اوست که دعای بندگان را مستجاب می کند ..............

مبر هر چیز توانایی  وقدرت کامل دارد . ای خدا من اشتیاق به سوی تو دارم و به ربوبیتت معترفم ...............

 و فهم علوم و حقایقی که پیامبرانت به وحی آوردند به من عطا فرمودی و پذیرفتن خشنودی ات را بر من آسان کردی و در تمام این مرحمت ها بر من به اعانت و لطف خود منت گذاردی سپس مرا از بهترین خاک بیافریدی و برای اسایش من به یک نوع نعمت راضی نشدی بلکه به انواع نعمت های بی شمار مرا متنعم ساختی و به هرگونه طعام و لباس و اثاث زندگی برخوردارم کردی و همه به واسطه ی لطف  بی حد و احسان نا متناهی تو بود و هرگونه رنج و بلا را از من برطرف نمودی ، باز جهل و بی باکی من تورا مانع از این لطف بزرگ نشد که دلالتم کنی به آن چه که مرا به تو نزدیک کند .......... و با همه بی باکی و گناه باز هر وقت تورا خواندم اجابت کردی و چون از تو درخواستی کردم عطا فرمودی ........... و اگر شکرت به جای آوردم برنعمتم افزودی ............

خدایا و انچه زودتر می خواهی دیرتر مایل نباشم ، خدایا مرا به بی نیازی در نفس و یقین در قلب و اخلاص در عمل و نور در چشم و بصیرت در دین عطا فرما و به اعضا و جوارحم بهره مند کن و گوش و چشمم را دووارث من گردان و برهر کس به من ظلم می کند مرا یاری فرما .............. ای خدا تو غم هایم را برطرف و عیب هایم را مستور ساز و از خطاهایم درگذر و شیطانم را دور کن و از هر حقوق آزادم کن و ای  خدای من در دنیا و آخرت به من عالی ترین درجه را عطافرما  و همچنان دعای عرفه دارد

ببین چه خدای مهربانی داری  بخشیده شدی  داری حاجی می شوی ..........................

بعد از نماز مغرب و عشا به سمت بیرون چادر ها هدایت می شویم چون قرار است وقوف اضطراری در مشعر داشته باشیم با وسیله جدا می رویم  ولی آقایان شب را در مشعر می مانند در حد چند ثانیه در مشعر نیت می کنیم