امروز یکشنبه 21 مهرماه روز هفتم ذیحجه به تاریخ ایران

بعد از نهار غسل قبل از احرام کردیم 3 تا دوکعتی نماز هم به نیت قبل از احرام خوندیم مستحب است که برای اعمال حج در خانه ی خدا محرم شویم من خیلی دوست داشتم ولی واقعا برایم امکان نداشت چون سرویسا برای آماده سازی  و برنامه ریزی ایام تشریق تعطیل بودند پیاده رفتن هم واقعا برایمان مقدور نبود به خاطر همین در هتل نیت کردیم و لبیک گفتیم حس خیلی خوبی داره کمی هم اضطراب داشت بروجودم غلبه می کرد یعنی می تونم این چندروز روتوعرفات و منی زیر چادر  تحمل کنم یعنی چی میشه !؟

باوجود این که چزابه خیلی چیزارو گفته بود ولی باز هم کمی نگران بودم !

و به سمت عرفات سوار اتوبوس شدیم در اتوبوس از عوامل کاروان با ما همراه نبود یکی از عواملی که حجاج را رهبری می کرد با ما بود امسال برنامه ها به صورت مجموعه بود مثلا تمام کاروان هایی که در یک هتل بودند به صورت مجموعه ای سرپرستی میشدند هم از نظر اسکان و تهیه غذا و امکانات رفاهی و برنامه ریزی ها و رفت وآمد به نظرم این طور خیلی خوب بود چون برنامه رفت و آمد ها طوری برنامه ریزی شده بود که میزان کمتری وسیله نقلیه در جاده تردد کنند

نمیدونم این آقایی که بامابود اسمش چی بود ولی می گفت بهش گفتن باید بره قربانگاه ولی خواهش کرده بود این دوروز عرفات را در خدمت زائران در عرفات باشد حرف های زیبایی زد و مداحی کرد و مجبورمون کرد به قول بی بی مرواریدای چشممون رو خرج کنیم !

مسیر خیلی کوتاه بود با چشمانی اشکبار وارد سرزمین عرفان می شویم !

بعد از کمی خستگی به سمت کوه جبل الرحمه از چادر خارج می شویم فضای خیلی آرام و نسبتا !خلوت هنوز همه زائران نیامده اند همه چیز مهیای آمدن زائران است ایتن را از پرواز چرخ بال ها و تردد ماشین های پلیس عربستان متوجه می شویم تصاویر بسیار زیبا و دیدنی از ورود زائران مسلمان به سرزمین عرفات را نظاره می کنیم و امشب شب عرفه است یک شب دوست داشتنی ! این جا خیلی قشنگ است گل ندارد کمی درخت دارد چادر ها برپا هستند کولر و فرش دارند چیزی که سالهای پیش ظاهرا نبوده است دستشویی ها کم است و باید تو نوبت بایستی ولی دور نیستند  خیلی به چادر ما نزدیک هستند .

انگار کسی نمی خواهد بخوابد !

مسلمانان جهان کوه جبل الرحمه را سفیدپوش کرده اند و هر لحظه تعدادشان بیشتر می شود بعد از شام با آقا رفتیم نزدیک کوه جبل الرحمه با خودمون حصیر بردیم و نشستیم به قران خواندن و نماز خواندن حس خیلی قشنگیه ان شاالله قسمت همه ی شما بشه برین اون جا رو ببینید  باید باشی و تجربش کنی نوشتن ازش سخته و یا من بلد نیستم بنویسم ولی برای همه دعا کردم بیان عرفات رو درک کنند

جایی که ! وقتی میدونی از عرفات برمی گردی همه ی گناهانت بخشیده میشه!

 وقتی میدونی شاید تو چندقدمیت کسی باشه که میدونی هست همه میدونن هست شاید هم ببینن ولی نمیدونن  !

و میدونی که اگر میخوای دعات برآورده بشه هرروز قبل از هر دعات آرزوی فرجش رو می کنی  !

و میدونی که توهوایی نفس میکشی که اون نفس می کشه هوارو با نفسش متبرک میکنه که تو از اون هوا استشمام کنی و آروم بشی و آروم میشی ..........

و میگن این جا سرزمین حاجته خیلیا حاجت گرفتن ..............

و نمی تونی بخوابی و این سرزمین جای خوابیدن نیست و بیاد بمونی چشمهاتو بزاری باز شاید ببینی ........... و با چشم دلت ببینی ........ حاجی چشمهاتو باز کن امشب و فردا باید ببینی ............... و اومدی که ببینی

خیلی از مسلمونا گوشه کناری نشستن یک چادری پرده ای سایه بونی براخودشون زدند و همه در حال خوابیدن و نشستن و مناجات و هرکس با خدای خودش خلوت کرده !

 

شب را در چادرهای عرفات به صبح می رسانیم

ورود زائران همچنان ادامه دارد

این مطلب ادامه دارد ............