میقات

این چند یادداشت رو قبل نوشتم ولی چون لب تابم وصل نمی شد نمی تونستم به روز بشم ببخشید اگه قروقاطی نوشتم این مطلب مال عمره تمتعمون بود 

عصر روز شنبه 7 /7/92 تو هتل لباس احرام پوشیدیم و سوار اتوبوس شدیم و به سمت مسجد شجره حرکت کردیم تجدید وضو کردیم و نیت کردیم و تلبیه گفتیم لبیک الهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و نعمه لک و الملک لاشریک لک لبیک

و بالاخره قبل از اذان مغرب محرم شدیم نماز مغرب و عشا خوندیم و روحانی کاروان چک کرد ببینه که همه محرم شدند سپس سوار اتوبوس شدیم شام رو تو اتوبوس خوردیم چند دونه زیتون وخیارشور کمی سس گوجه و ناگت مرغ و کمی نان و چیپس .

 حدود ساعت 20/1 رسیدیم مکه هتل فندق السدره

با چای و لیموترش و شیرینی کنجد ازما پذیرایی کردند پس از این که  اسمها واتاقها مشخص شد رفتیم تو اتاق روی آیینه ها رو پوشیدیم و استراحت کردیم ساعت 5 صبحانه خوردیم  تو نمازخونه نمازخوندیم و سوار اتوبوس شدیم ایستگاه جمرات پیاده شدیم

وسوار اتوبوس بعدی شدیم و از اتوبوس که پیاده شدیم از از درب صفا وارد مسجد شدیم سرمو پایین گذاشتم تا وقتی که خونه ی خدا رو ببینم داشتم با خودم دعاهایی رو که می خواستم زمزمه می کردم چی دعا کنم اول برا کی دعا کنم برای پسرم و دخترم برای پسرم ان شاالله که رشته ی خوبی قبول بشه . تومدینه خیلی دلم اذیت شد واقعا احساس انتظارو این جا درک کردم گفتم خدایا هرچه زودتر فرج امام زمان را نزدیک بفرما

برای جوان های فامیل دعا کردم برای فاطمه ها محمد ها مهدی ها علی و زهرا و . . . . که ان شاالله عاقبت به خیر بشوند .

7 بار مثل اشعه های خورشید دور خانه ی خدا گشتیم بدون این که برگردیم و سرمون رو به جای دیگه برگردونیم پشت مقام ابراهیم دورکعت نماز طواف خوندیم حاج آقا میری همه رو چک کرد بعدش هفت بار از کوه صفا به مروه مروه به صفا تا به کوه مروه ختم شد دعاهای طواف و دعاهای سعی رو تو کتابچه ای داشتیم مخصوصا تو سعی همه ی کاروان با هم دعاها رو می خوندن چیزی که تو دوعمره ی گذشته ندیدیم

بعد اومدیم تقصیر کردیم و از احرام بیرون اومدیم