دنبال کلمات میگردم به هم جور نمیشن

امروز را برای ابراز احساسات به عزیزانت غنیمت شمار شایدفردااحساسی باشدولی عزیزی نباشد اینو گل رز داد منم ترجیح دادم اینجا بزارمش

انگار نمی خوان که من درد دل کنم

ضربانش لحظه به لحظه  هی کم و کمتر میشد و آبجی پیشنهاد دعای عدیله رو داد خواند و خواندیم سوره یس را و ضربان کم کمتر میشد سوره یس تمام شد آیه 4 یا 5 سوره الرحمن بودم وسرم رو یک لحظه بالا بردم ضربان سبز رنگ از 30 به صفر رسیدآجیا رو صدا زدم چون پرستارها از تجمع همراهان گله میکردند تکی می ایستادیم   یک دفعه در یک لحظه ایستاد و تمام شد چه لحظه ای ! بود ...............یعنی ..................مرگ .................این قدر راحته پرستار در جواب نگاه ملتمسانه ام.........زبانم بند آمده بودنمی توانستم یک کلمه به زبان بیاورم........... گفت دستگاه خرابه ولی نبود ............................خفه خون میگیرم و سعی میکنم صدایم را بیماران دیگر نشنوند .....................

 یعنی خوابم یا خواب بودم ................. یعنی بیدارم .....................نمیدونم ................

دیگه نمی خوام برای دوشنبه ها برنامه ریزی کنم حالا دوشنبه ها چی کار کنم ؟

دلم برای فاطمه  تنگ شده اینقدر تنگ شده که اندازه نداره

اینایی که دارن قدرشو نمیدونن ماهایی که نداریم دلتنگشیم

کاش بودی و این روزها رو میدیدی بابا به بعضیا عیدی داد تواین ماه خوب خدا و کاش بودی و لبخند و خوشحالی کسانی رو تو اون سالهای غریب که کنارشون بودی میدی

گفتم از همه کسانی که در مراسم خاکسپاری و ختم تشریف آوردند و یا دوستان و اقوام از شهر های دور و نزدیک که با پیام و تماس تلفنی تسلیت گفتند تشکر کنم ان شاالله برای شادیها و خوشیها در کنار شما باشیم .

فقط یه چیز تو ادامه مطلب

پی نوشت 1 : خوبیهاروقسمت کنیم.مگرتاچندوقت دیگر کنارهم هستیم

پی نوشت 2 : دلمان را یکی کنیم و بی هیچ دانشی حراج محبت کنیم که دیر یا زود همه ما خاطره ایم .

گل رز این پی نوشت ها رو پیشنهاد داد منم بی هیچ سخنی نوشتمشون

پی نوشت 3 : برای دیدن پدر چقدر زود دیر شد کسانی که هر روز سراغشو میگرفتن و دیدنش رو به روز بعد موکول میکردند  برای اونا واقعا چقدر زود دیر شد


دلم از بعضی نوه ها و وابستشون کمی گرفت که از فوت بابا خبر داشتند ولی معرفت دادن یک پیام رو هم نداشتند و خودشون میدونن که چقدر بابا دوستشون داشت و ما هم همینطور هر چی باشه ازشون بزرگتر بودیم هر چند بابا با این چیزا زنده نمیشه !

ولی بدنیست کمی به خودشون بیان و یاد بگیرن اداب و رسوم رو

تازه خیلی جالبه اومدن تومراسم ولی دریغ از یک ذره احترام ماباید بریم بهشون سلام کنیم خیلی جالب بود انگار کسی بهشون یاد نداده که باید برن پیش بزرگتر و تسلیت بگن این روزا برای همه هست من منظورم با خودم نیست چون از من بزرگتر زیاد هست

و وای به حال اونایی که رفوزه شدن خدا کنه که ما جزو رفوزه ها نباشیم