سلام

بعداز شام که به طرف حرم رفتیم باورم نمی شد که اومدم مدینه اومدم برای زیارتی دوباره . . .. . .

اومدم عربستان که برم حج به جا بیارم . . . . . . . .

دور خونه ی خدا بگردم . . . . . . . .

اومدم که به غیراون  نگردم فقط به خاطر اون بگردم . . . . . .. . . . .

تو حرم نشستم

شروع کردم برای ختم قران اگه سعادت داشته باشم

اولین سوره اولین بسم الله می رم به کجا ؟!

به یاد کسی می افتم که نه ازش خدافظی کردم و نه به یادم بود و نه حتی می خواستم به یادم باشه چون فراموشش کرده بودم !

ولی یه جایی توی دلم یادش بودم  و یا خودش کاری کرده بود که بیاد به یادم چهره ی مهربان و دوست داشتنیش با آن لبخندی که چاشنیش می کرد . . . . . . مگه میشه آدم چهره ی لبخند رو فراموش کنه یه چیزی بگم اجالب اینه که اسمش هم یادم رفته  کلی فکر کردم تا اسمی یادم بیاد شاید نرجس باشه  ها الان یادم افتاد یزدی باورکنین نمی خوام که کلمات رو بچینم کنار هم که کسی خوشش بیاد ولی واقعا اسمش یادم رفته بود

حالا بگم چی شد که یادم افتاد کلاس ضمن خدمت آموزش قران یادم افتاد با همکارا رفته بودیم تمام 113 آیه ی سوره ی بقره رو به روش ایشون خوندم چقدر خوبه برای این چیزا آدم یاد همچین آدمهایی بیافته  برای خداحافظی که رفته بودم  یکی حرف خوبی زد می گفت برای کسانی دعا کن که التماس دعا ندادن و این خانم هم یکی از اونا بود تمام لحظات کلاس قران برام زنده شد خانمی هرجا هستی موفق باشی

به یاد حج زری اولین معلم قرانم که نابینا بود حافظ قران بود خیلیل پیش حج زری قران یاد گرفتند خانم صبور و مومنی بود خوشا به حالتون !

به یاد خانم بهارمست که فامیل عوض شده اش رو یادم نیست که قواعد روتو دبیرستان  خوب یادم داد .

برای شب اول کافیه چون فردا باید برای نمازصبح ساعت 5/4 بریم حرم بعدش دوباره با کاروان بعد از صبحانه بریم حرم باید مواظب خودم باشم مریض نشم که بتونم برااعمال مریض نشم رفتم دوش گرفتم الان که دارم مینویسم یخ زدم چون میز ی که پشتش نشستم جلوی باد کولره

امشب غذامو بدون برنج خوردم حتی باهاش نون هم نخوردم مرغ با سبزیجات بود و سوپ باید کم غذا بخورم تا مریض نشم غذای زیاد آدمو مریض می کنه هم جسمی هم روحی !

 حالاکه فکرشو می کنم میبینم خیلی حواس پرتم نرجس خانم یکی دیگس من اشتباه اسمشو گفتم ولی اون خانم معلم قران خود خودشه موفق و مویدباشید 

نظر یادتون نره